گروه: خبر اصلی
تاریخ: ۹:۰۱ :: ۱۳۹۵/۰۸/۲۳
از سقوط تا آسیب پذیری در جامعه

ای کاش قبل از سکوت ضرب‎آهنگ قلب افراد به اجرائی شدن قوانینی که فقط خاک می خورند احترام گذاشته شود. بی شک آفریدگار عالمیان، برترین حس را که همانا حس تداوم و عشق به زندگی است در روح مخلوقاتش دمیده که با تمام ناملایمات روزگار؛ هستیم، می مانیم و می جنگیم. وای برلحظه هایی که […]

ای کاش قبل از سکوت ضرب‎آهنگ قلب افراد به اجرائی شدن قوانینی که فقط خاک
می خورند احترام گذاشته شود.
بی شک آفریدگار عالمیان، برترین حس را که همانا حس تداوم و عشق به زندگی است در روح مخلوقاتش دمیده که با تمام ناملایمات روزگار؛ هستیم، می مانیم و می جنگیم.
وای برلحظه هایی که افرادی از جنس مثلاً جایگاه پرصلابت قدرت، سرنوشت و ختم زندگی بی مدعاها را رقم می زنند.
بسیار ساده شروع شد، یک سفره و چند نگاه منتظر که اولویت‎شان نه تنها حفظ قدرت نیست که حفظ آبروست.
این اتفاق ممکن است برای همه رقم بخورد؛ جایگاه انسانی من و شما به فیش حقوق‎مان یا خویشاوند قدرتمندمان نیست. زیباست زندگی آنان که حتی در سخت ترین شرایط زندگی، فریاد و مرامشان کسب روزی حلال است .
خیلی پیچیده و سخت نبود؛ جوانی به نام سعید کوت‎آبادی برای جابه جایی کالاهای مردم جذب شرکتی می شود.
photo_2016-11-13_08-54-24

من و شما این تیپ جوان‎ها را با نام پیک موتوری می شناسیم؛ پیک هایی که معلوم نیست زیر نظر شهرداریند یا اتحادیه؟ فقط هستند با وعده مرغ بریان از طرف آن شرکت گمنام؛ اما در عمل جز بیگاری هیچ نبود و همینطور کسی نبود از آن شرکت بپرسد جایگاه قانون مداری شما کجاست؟آیا تا به حال به کسی به خاطر این همه نقض قانون پاسخی داده اید؟
حالا سعید مانده و کلی ودیعه و ۶۰ میلیون تومان سفته و سند ماشینی که مال خودش نیست و مدارک و اسنادی که همه داشته اش از زندگی بود. چه تلخ که نه تنها به او انگ آسیب اجتماعی زدند؛ بلکه حتی از پشت درب های بسته اتاق مدیریت مهم آن شرکت بی نام، با نهایت بی احترامی به نام شرافت انسانی بیرون انداخت شد……. چه بد مدیرانی که از نام آسیب اجتماعی به عنوان راه فرار خود بهره می گیرند، تو معتادی- تو ایذر داری- تو هپاتیت داری پس به دنبال حقت نباش.

اما سکانس پایانی ……….خداحافظ زندگی؛ شاید از ترس، شاید از تنهایی، شاید از خجل بودن و شاید از نبود پناه امن مسئولان قانونمدار؛ به هر حال گذشت فقط خدارو شاکریم که سعید هنوز زنده است و خود را از فراز بام آن شرکت بی نام به پائین پرتاب نکرد. او امروز یک جسم متحرک و خسته از شغلی است که نه بیمه حمایتش می کند نه دستی مهربان پناهش می دهد .
رئیس اتحادیه حمل و نقل بار سبک شهری و پیک موتوری تهران به همراه تیم مشاوره و کادر آموزشی از همان دقایق اولیه برای مشاوره سعید به همراه همسرش اقدام کردند .گرچه آن شرکت گمنام با شکایتی دروغین قصد محکوم نمودن سعید را داشت؛ اما با درایت دادسرای ناحیه۶ و دستور مدبرانه قاضی مربوطه کذب بودن شکایت اثبات و سعید از هرگونه اتهامی مبرا شد.
در این میان مسئله مهم اینکه مثل سعیدها بی شمارند؛ اما گاه دیده نمی شوند، گاه شنیده نمی شوند و گاه ……….
اتحادیه حمل و نقل بار سبک شهری و پیک موتوری تهران قطعاً پیگیر احقاق حق تمام وانت بارها و پیک موتور ی‎هایی خواهد بود که به واژه قانون احترام می گذارند.

پاسخی بگذارید