رئیس اتحادیه صباغان و رنگرزان استان تهران در گفت‌وگو با «گسترش‌تجارت»:
تاریخ: ۱۲:۴۹ :: ۱۳۹۷/۱۰/۲۳
رنگرزی پارچه‌ کجای حساب و کتاب مسئولان است؟

صباغی چیست؟ چه تصوری از گلزنان دارید؟ اصلا چند بار این کلمات را شنیده‌اید؟ صباغی در لغت به معنای رنگرزی است و این کار بیشتر روی پارچه انجام می‌شود. وقتی از گلزنان هم سخنی به میان می‌آید، منظور همان طراحی گل و چیزی شبیه به آن روی پارچه است. در واقع هر لباسی که از […]

صباغی چیست؟ چه تصوری از گلزنان دارید؟ اصلا چند بار این کلمات را شنیده‌اید؟ صباغی در لغت به معنای رنگرزی است و این کار بیشتر روی پارچه انجام می‌شود.

وقتی از گلزنان هم سخنی به میان می‌آید، منظور همان طراحی گل و چیزی شبیه به آن روی پارچه است. در واقع هر لباسی که از کودکی تا به حال به تن کرده و هر پارچه‌ای که در زندگی‌مان استفاده کرده‌ایم، پیش از اینکه به‌دست ما برسد، چند روزی را مهمان صباغان بوده‌اند. با وجود اهمیت غیرقابل انکار این صنف، نه تنها مردم، بلکه به نظر می‌رسد مسئولان هم اطلاعات دقیقی از این صنف ندارند. همین موضوع موجب شده در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی برای صنوف نساجی صباغان دیده نشوند. به‌عنوان نمونه، در کارگروه تامین مواد اولیه پوشاک تهران، ظاهرا هیچ دعوتی از اتحادیه صباغان و گلزنان نشده و این بدین معنا است که به‌احتمال زیاد دولت و بخش‌خصوصی، برنامه‌ای برای تامین رنگ مورد نیاز پارچه‌های ایرانی ندارند. رنگ‌های سیاه و سرمه‌ای بیشترین کاربرد را در چاپ روی پارچه دارند و درحال‌حاضر بازار این رنگ‌ها نزدیک به خالی است.
همین چند روز پیش، ۹واحد صنفی صباغی پروانه کسب خود را ابطال کردند و حالا از تعداد بیش از هزار واحد که روزگاری نه چندان دور در تهران فعال بودند، تنها حدود ۴۰۰واحد باقی مانده‌اند. این واحد‌ها هم با ۱۰ تا ۶۰۰ نفر مشغول کار هستند. وقتی به سراغ رئیس اتحادیه صباغان و گلزنان تهران می‌رویم، اطلاعاتی محدود از شرایط آنها داریم که البته بیشتر این اطلاعات بر پایه حدس و گمان است. این صنف آن چنان مظلومانه به کار خود ادامه می‌دهند که اگر بخواهیم خبرهایی کلی از کار و فعالیت آنها به‌دست آوریم به زحمت می‌توانیم رد و نشانه خبری از آنها را در رسانه‌ای جز، روزنامه «گسترش‌تجارت» و پایگاه خبری اتاق اصناف تهران پیدا کنیم. همین امر، به هر روز مظلوم‌تر شدن‌شان دامن زده است.
پس از یک سال که همکارمان سراغ آنها رفته، دوباره از احوال آنها جویا می‌شویم. اوضاع خوب نیست. آن‌قدر ناراحت‌کننده است که…. حسن سلیمی، رئیس اتحادیه صباغان و گلزنان استان تهران را به گفت‌وگویی مفصل فرا می‌خوانیم. شما هم شرح این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید.

همه می‌دانیم که بازار با کمبود پارچه و مواد اولیه پوشاک روبه‌رو است اما خبری از آنچه در صنف صباغان در حال وقوع است، نمی‌شنویم. با این حال، از آنجایی که صباغان کار رنگرزی پارچه را انجام می‌دهند، به‌احتمال زیاد صنف صباغان و گلزنان نیز به دردسر افتاده باشند. این طور نیست؟
چرا همین طور است. ما با کمبود و گرانی رنگ روبه‌رو هستیم. صباغان تکمیل‌کننده کار تولیدکنندگان پارچه هستند. صباغان از همان زمانی که پنبه تبدیل به نخ شد، کارشان آغاز می‌شود در واقع ما کار رنگ نخ و پس از رنگرزی روی پارچه‌ها را هم انجام می‌دهیم. پارچه‌ها را به‌طور کلی می‌توانیم به دو دسته الیاف مصنوعی و طبیعی تقسیم‌بندی کنیم که رنگ‌هایی که برای آنها به کار می‌بریم با هم متفاوت هستند. پارچه را صنف کشباف می‌بافد. پس از آن گلزنان روی پارچه و جوراب، پوشاک، لباس زیر، زیرپوش و… نقوشی را چاپ می‌کنند اما درحال‌حاضر به‌دلیل کمبود مواد اولیه (رنگ) شرایط بسیار سختی را می‌گذرانیم.

برای تامین مواد اولیه پوشاک، مدتی است که کارگروه بررسی و پیگیری تامین مواد اولیه واحدهای تولیدی پوشاک استان تهران تشکیل شده است. مگر اتحادیه صباغان و رنگرزان تهران در این کارگروه عضویت ندارد؟
خیر. از ما برای عضویت در این کارگروه دعوت نشده است.
پس به‌عنوان رئیس اتحادیه، برای تامین مواد اولیه واحدهای دارای مجوزتان چه اقدام‌هایی انجام می‌دهید؟
اوج کار واحد‌های صنفی ما همین روزها است که تا شب عید ادامه دارد. واحدهای صنفی صباغی و گلزنان از ما می‌خواهند که رنگ‌های مورد نیازشان را تامین کنیم. من در سال‌های ۶۴، ۶۶ و یکی از سال‌های ۶۷ یا ۶۸ به‌عنوان برترین تعاونی جایزه گرفتم. در وزارتخانه چند فرد مسئول و دلسوز مثل مرتضی هاشمی داشت که وقتی برای او توضیح می‌دادیم که مشکل‌مان چیست برای بازدید از واحد‌های صنفی می‌آمد و آن واحد صنفی را درک می‌کرد و می‌رفت اما حالا از هر کدام از مقامات می‌خواهیم برای ما کاری کنند، کسی ما را درک نمی‌کند. می‌گوییم شاید من رئیس اتحادیه دروغ می‌گویم؛ شما بیایید و بازدید کنید، اما خبری نیست. صنف کشبافان، پیراهن‌دوزان، خیاطان و… به صنف صباغان و گلزنان وابسته‌ هستند اما کسی به صنف ما توجهی نمی‌کند.

یعنی شرایط از سال‌های قبل سخت‌تر می‌گذرد؟
بله. من ۵واحد با بیش از ۲۰۰کارگر داشتم اما امروز تنها یک واحد دارم که نیمه‌فعال است و با ۱۲کارگر کار می‌کند. چند روز قبل، ۹پروانه کسب را باطل کردم. ابطال پروانه‌های کسب برای من که از سال ۱۳۵۹مسئولیت این اتحادیه را بر عهده دارم، خیلی دردآور است. این واحدهای صنفی مانند فرزندان من هستند.
اگر معاون بازرگانی داخلی وزارت صنعت، معدن و تجارت و مدیرکل دفتر صنایع نساجی و پوشاک و مقامات دیگر بیایند کارخانه‌ای را به آنها نشان می‌دهم که بیش از ۵۰۰نفر فقط در سالن چاپ آن کار می‌کنند. دو تا سالن هزار و ۵۰۰ نفری دارد که خانم‌ها در آن کار می‌کنند و ۳هزار نفر زنان بی‌سرپرست و بدسرپرست در خانه برای این کارخانه کار می‌کنند و نواردوزی کنار روسری را انجام می‌دهند. صاحب کارخانه هم پاکت به پاکت دستمزدشان را می‌دهد. این کارخانه با چین مبارزه می‌کند و در کار خود بسیار موفق است. این مرد خدا (صاحب کارخانه) باعث افتخار ایران و صنعت نساجی شده است. اگر صباغان کار نکنند. این کارخانه‌ها چطور فعالیت خواهند کرد؟ چند نفر بیکار می‌شوند؟
سیاست‌گذاری‌های اشتباه، ما را به اینجا رسانده است. ما از چین، کالا‌های بی‌کیفیت وارد و قاچاق می‌کنیم و این می‌شود که به چنین روزگاری می‌افتیم. گاهی نابلد‌ها، کارها را به‌دست می‌گیرند.

اولویت خواسته‌های شما از اتاق اصناف تهران و وزارت صنعت، معدن و تجارت چه موضوع‌هایی است؟
رنگ‌هایی که استفاده می‌کنیم وارداتی است. موادی هم که پتروشیمی تولید می‌کند، در بورس عرضه می‌شود و حالت دلالی پیدا کرده است و به‌سختی به‌دست تولید‌کننده می‌رسد. این هفته اسید را لیتری ۴هزار تومان خریداری می‌کنیم و هفته بعد نرخ آن ۴هزار و ۲۰۰تومان می‌شود.
چرا پروفرما (پیش‌فاکتور)‌های ما را وزارت صنعت، معدن و تجارت تایید نمی‌کند؟ ۴ماه است که در حال دوندگی هستیم. چه کسی باید پارچه‌ها را رنگ کند؟ اگر صباغان نتوانند پارچه‌ها را رنگ کنند که چرخه تولید پوشاک ملی از کار باز می‌ایستد. در واحد‌های صباغی و گلزنان، از مهندس و تکنسین گرفته تا کارگر ساده کار می‌کنند. بعضی واحدها بیش از ۱۵۰ تا ۲۰۰ کارگر دارند. چرا کاری می‌کنند که رنگ به‌طور قاچاق وارد شود و بعد به بالاترین نرخ به‌دست ما برسد؟

نرخ رنگ نسبت به اواخر سال گذشته چند برابر شده است؟
دو رنگ در کار ما بیشترین مصرف را دارد؛ رنگ مشکی و سرمه‌ای که به black B معروف است. بارهای رنگی که اسفند و فروردین وارد شد را کیلویی ۱۹هزار و ۷۰۰ تومان و ۲۰هزار و ۶۰۰ تومان خریداری کردیم و همین بارها درحال‌حاضر به حدود کیلویی ۱۴۰هزار تومان رسیده است.

درحال‌حاضر حمایتی که می‌خواهید دقیقا چیست؟
ما می‌خواهیم رنگ‌هایی که نیاز داریم، وارد شود. ۲۵روز است در بانک مرکزی در حال دوندگی هستم. سفارش ما ۴۰۰هزار یورو است و بالای ۱۰۰هزار یورو را تایید نمی‌کنند. حالا به ما می‌گویند که بعد از عید می‌خواهند رنگ مورد نیاز ما را تامین کنند. این به معنای نابودی صنف صباغان است. ما می‌گوییم کارگاه‌ها درحال تعطیل شدن هستند و پروانه‌های کسب‌شان را ابطال می‌کنند. چطور می‌گویید که باید بازار شب عید را از دست بدهیم. هر فردی که بیکار شود، خانواده‌ای گرفتار می‌شوند. بعضی از افراد به من پیشنهاد می‌دهند به بانک بگویم این بار در ۵هفته وارد شود. ۵ هفته برای کسی که در بحران شب عید است، خیلی سنگین است. ما در ماه بهمن باید حقوق ۶ برابر بدهیم. دستمزد بهمن و اسفند، عیدی و پاداش، سنوات، مرخصی‌ها را که حساب کنیم، حدود ۶ ماه حقوق باید به کارگر بدهیم. این در حالی است که رنگ نداریم تا تولید کنیم، بفروشیم و به درآمدی برسیم. ما از دولت انتظار داریم با تسهیل قوانین امکان واردات رنگ را فراهم کند.

و در پایان هر آنچه لازم است، بگویید.
پس از ۳۰، ۴۰ سال به ما می‌گویند واحد‌های خود را بفروشید و در بانک بگذارید و سر ماه سود بگیرید. رشته تحصیلی من نساجی، رنگرزی و چاپ است و از دانشگاه نساجی فارغ‌التحصیل شده‌ام. من مسئول اتحادیه‌ای هستم که رشته تحصیلی‌ام در ارتباط با کار من است. کار کارگاهی کرده‌ام و ۴۸سال است که در رشته تحصیلی خودم کار می‌کنم.
درحال‌حاضر ۱۲نفر کارگر دارم که همین کار را هم به سختی پیش می‌برم. ما ۴۰۰واحد صنفی داریم که بیش از ۱۰۰واحد صباغی و گلزنان در ۳سال گذشته از این صنف خارج شده‌اند. در هر کدام از این واحد‌ها بین ۱۲تا ۶۰۰نفر کار می‌کنند. اگر رنگ به‌دست ما برسد ما بهترین کارها را ارائه می‌دهیم و قابلیت رقابت داریم. قسم‎تان می‌دهم به مسئولان بگویید از واحد‌های صباغی بازدید کنند شاید با این بازدید‌ها باور کنند که دروغ نمی‌گوییم. به شب عید نزدیک شده‌ایم. چه کسی پاسخگوی این همه کارگری است که در حال بیکار شدن هستند؟

مژده‌ پورزکی

پاسخی بگذارید